ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
14
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دو سال پسرش در آنجا فرمان راند تا تركان خاتون قلعه را گرفت و گوهر آئين را از طرف خود به حكومت آنجا گماشت . بعد از درگذشت ملكشاه ، قسيم الدوله آقسنقر فرمانرواى حلب به حكومت قلعه رسيد . و پس از كشته شدن او اين قلعه در اختيار امير كمشتكين جاندار قرار گرفت . او مردى را در آنجا گماشت كه ابو المصارع ناميده ميشد . بعد ، مجد الملك بلاسانى قلعه را تصرف كرد و كيقباد بن هزارسب ديلمى را به حكمرانى آنجا مأمور ساخت . كيقباد دوازده سال درين قلعه بسر برد و با اهالى قلعه بيداد و بد رفتارى كرد . و در سال 496 كه سقمان بن ارتق بر او حملهور شد . و به غارت قلعه پرداخت ، آنجا را روز سقمان و شب كيقباد غارت مىكردند . وقتى كه سلطان محمد ، پس از درگذشت برادر خود بركيارق ، به سلطنت رسيد ، قلعه را به امير آقسنقر برسقى ، شحنهء بغداد ، واگذاشت . او به سوى قلعه رفت و مدتى بيش از هفت ماه قلعه را محاصره كرد تا كار بر كيقباد تنگ شد . آنگاه صدقة بن مزيد را فرستاد تا قلعه را تصاحب كند . او در ماه صفر اين سال روانهء قلعه شد و آنجا را از كيقباد بازگرفت . برسقى خود نيز از قلعه فرود آمد و آنجا را تصرف نكرد . كيقباد هشت روز پس از ترك قلعه ، در سن شصت سالگى بدرود حيات گفت . صدقه ، از طرف خود ، ورام بن ابو فراس بن ورام را نايب الحكومهء قلعه ساخت . كيقباد را به فرقهء باطنيه نسبت ميدادند و درگذشت او از خوشبختى